۱۳۸۱ شهریور ۳۰, شنبه

اول: من امسال نمايشگاه کامپيوتر نرفتم چون ديگه حوصله ديدن نرم افزارهاي حسابداري اون هم از نوع ايکس پي رو نداشتم. در ضمن فکر مي کنم توليد کننده هاي ايراني به اندازه کافي در ساختن کيس پيشرفت کرده باشند که چيز جديدي براي ديدن نمونده باشه.
دوم: يکي از وبلاگ نويسها (ماه پيشوني) در اثر حادثه اي در کوه فوت کرده. روحش شاد. (چرا با مرده ها مهربونتر از زنده هائيم؟؟؟)
سوم: آرش هنوز از ما نپرسيده که سوغاتي چي مي خوايم.

نتيجه گيري منطقي: ما بلد نيستيم چيني بخونيم.
نتيجه گيري احساسي: آرش جان کجائي؟
نتيجه گيري فلسفي: من وبلاگ مي نويسم پس هستم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظر شما: